]-->lang="fa-IR"> دلایل تغییر نرخ ار | مرکز درس

دلایل تغییر نرخ ار

MarkazeDarsDefault.jpg

سیاست های اقتصادی

یکی از مسائلی که در هر نظریه مربوط به چگونگی استفاده موثر از سیاستهای اقتصادی در یک اقتصاد باز و همچنین در بحثهای مربوط به سیستم های پولی بین المللی به آن زیاد توجه می شود درجه انعطاف پذیری نرخ ارز است. لذا در این مقاله نظریات مربوط به نرخهای ثابت و انعطاف پذیر را مورد بررسی قرار می دهیم لازم به ذکر است که در طول این بحث منظور از نرخ ثابت ارز سیستمی است که تنها تغییرات خیلی کمی را برای ارزش رسمی پول کشور نسبت به نرخ تعیین شده در نظر می گیرند. و منظور از نرخ انعطاف پذیر نرخهایی است که به طور کاملا آزادانه از طریق نیروهای بازار تعیین می شوند. 
نکته ای که اغلب باعث روی آوردن به نرخهای ثابت ارزی می شود عبارت است از اینکه این سیستم ارزی انضباط و هماهنگی مورد نیاز سیاستهای اقتصادی برای جلوگیری از تورم را به وجود می آورد.در یک سیستم نرخ ارز ثابت می باید انتظار وجود تورم زیادتر در یک کشور نسبت به کشورهای دیگر را داشت. کشوری را در نظر می‌گیریم که دارای کسری تراز پرداختهاست. اگر علت کسری در کشور مورد نظر، افزایش سریعتر تورم نسبت به کشورهای طرف تجاری آن کشور باشد در این صورت سیاستگذاران برای حمایت و حفظ ذخائر بین المللی کشور می باید از سیاستهای ضد تورمی استفاده كند. 
سیستم نرخ ارز ثابت به طور موثر بر روی این سیاستها اثر می‌گذارد. و در صورت عدم موفقیت انجام این کار، ذخائر بین المللی کشور کاهش پیدا خواهد کرد.چرا که برای ثابت نگه داشتن نرخ ارز می باید از کاهش ارزش پول کشور ازطریق فروش ذخائر جلوگیری كند. حال اگر بر عکس، کشور دارای وضعیت مازاد تراز پرداختها باشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ 
اگر نرخ ارز را ثابت در نظر بگیریم، در آن صورت نیروهای اقتصادی درست عکس موارد فوق را ( که در کسری تراز پرداختها انجام می دادند ) انجام خواهند داد. تراکم و ازدیاد ذخائر ارزی موجب افزایش عرضه پول می شود. و این توسعه عرضه پول نیز باعث کاهش نرخ بهره – افزایش تقاضای کل و قیمتها- افزایش خرید دارائیهای مالی خارجی و نهایتا این تغییرات تا زمان کاهش مازاد تراز پرداختها ادامه پیدا خواهد کرد. به عبارت دیگر، از مطالب فوق می توان نتیجه گرفت که تورم در هنگام کسری تراز پرداختها کاهش و در هنگام مازاد تراز پرداختها افزایش می یابد. بنابراین، اگر قیمتها در هر دو طرف متغیر باشند در آن صورت درست مثل این است که بگوئیم قیمتهای جهانی نسبتا با ثبات هستند.
ولی اگر انعطاف قیمتها به طرف پائین، کمتر از انعطاف قیمتها به طرف بالا باشد می توانیم شاهد مقداری تورم در جهان باشیم. با وجود این، تورم ایجاد شده احتمالا سریعتر و بیشتر از زمانی نخواهد بود که نرخهای ثابت وجود نداشته باشد. 
به علاوه هواداران نظریه انضباط نرخهای ارزی ثابت معتقدند که سیستم انعطاف پذیر گرایشات تورمی را در کشور بیشتر و وخیم تر می كند. یعنی اینکه در یک سیستم متغیر ارزی تورم در کشور به صورت یک فاکتور دائمی درخواهد آمد. این نظریه را گاهی اوقات فرضیات گردشی نادرست Vicious circle hypothesis” ” می‌نامند. کشوری را در نظر می گیریم که در آن به علت مازاد عرضه پول و مازاد تقاضا در اقتصاد تورم در حال افزایش سریع باشد. این تورم باعث خواهد شد که پول آن کشور در بازار های ارزی ارزشش را از دست بدهد و این امر نیز به کل تقاضا در اقتصاد اضافه خواهد شد، و موجب افزایش بیشتر فشار تورمی خواهد گردید. 
به علاوه افزایش قیمتها موجب افزایش دست مزدهای پولی و این امر هم باعث افزایش بیشتر تورم خواهد شد.
بنابراین، تورم باعث کاهش ارزش پول- و کاهش ارزش پول نیز باعث افزایش تورم خواهد شد. این موارد تغییرات تا زمانی که سیاستگذاران پولی از عرضه بیشتر پول جلوگیری كنند ادامه خواهد داشت.

دو پاسخ عمده را می توان به مسائل مطرح شده داد:
۱) با قبول فرضیات گردشی نادرست حامیان نرخ ارز متغیر معتقدند که کاهش ارزش پول در واقع پاسخی است به تورم.
۲) و از طرف دیگر موجب افزایش بیشتر تورم می شود و این امر نیز می تواند زنگ خطری روشنی برای سیاستگذاران پولی برای استفاده از سیاستهای انقباضی و محدود کننده باشد. این زنگ خطر همچنین موجب تحریک استفاده سریع از سیاستهای ضد تورمی می شود.
بنابراین، خطر تورم در سیستم نرخ ارز متغیر کمتر از سیستم ثابت است. در پاسخ به نظریه افزایش نظارت در سیستم نرخ ارز ثابت این سوال می تواند مطرح باشد که آیا این چنین نظارتی همیشه مورد قبول است. چرا که کشورها دارای اهداف دیگری نیز (مثل کاهش نرخ بیکاری و رشد قابل قبول اقتصادی و غیره ) به غیر از توجه به ثابت نگه داشتن نرخ ارز و ثبات قیمتها دارند. کسری تراز پرداختها مانع رسیدن به آن اهداف می شود. 
آیا تعدیل تراز پرداختها می باید به وسیله کاهش خودکار عرضه پول یا سیاستهای انقباضی و محتاطانه پولی و مالی صورت پذیرد؟ چرا که رسیدن به اهداف داخلی دیگر، ممکن است کمتر از میزان در نظر گرفته شده باشد. یعنی اگر کسری تراز پرداختهای بیشتر کشور با نرخ بالای بیکاری و رشد پائین اقتصادی همراه باشد در آن صورت، سیاستهای انقباضی باعث بدتر شدن وضعیت و شرایط داخلی خواهد شد. از طرف دیگر، اگر کشور دارای مازاد ترازپرداختها باشد این مازاد نیز باعث افزایش عرضه پول و نهایتا فشار در افزایش سطح قیمتها می شود. 
خود این پروسه از یک طرف می تواند یک عامل کمک کننده به رفع مشکل بیکاری و رشد اقتصادی در نظر گرفته شده باشد و از طرف دیگر، هم می تواند موجب کمتر شدن و وخیم تر شدن قدرت و کارائی داخلی با توجه به هدف ثبات قیمتها شود. مثلا کشور آلمان اغلب دارای مازاد تراز پرداختها است ولی در عین حال نمی خواهد که نرخ تورم کشور افزایش یابد. 
بنابراین، خواه کشور دارای کسری یا مازاد تراز پرداختها باشد، سیستم نرخ ارز ثابت مانع رسیدن به بعضی از اهداف داخلی می شود. تحقیقات تجربی زیادی لازم است برای پاسخ به این سوال که آیا کنترل و ثبات قیمتها بیشتر در سیستم نرخ ارز ثابت وجود دارد یا در نرخ ارز انعطاف پذیر؟ در حقیقت وقایع و رویدادهای اقتصادی مستقل از سیستم های مختلف ارزی روی می دهد. مثلا افزایش قیمت نفت در سال ۱۹۷۰ به علت کاهش تولید نفت کشورهای تولید کننده نفت” “OPEC بوده است. 
یعنی عوامل دیگر (به غیر از سیستم نرخ ارز ) نقش قابل توجهی را در ایجاد این تفاوت بین نرخ تورم جهانی در سالهای مختلف ایفا می كنند. در اینجا باید پرسید آیا نرخ ارز ثابت نقش بیشتری در رشد تجارت بین المللی و سرمایه گذاری دارد یا نرخ ارز انعطاف پذیر؟
نقطه اصلی توجه طرفداران سیستم نرخ ارز ثابت عبارت است از اینکه نرخهای ارزی متغیر کمتر از نرخ ارز ثابت موجب توسعه تجارت جهانی و سرمایه گذاری خارجی می شود. به عبارت، دیگر سیستم نرخ ارز متغیر با مقدار بیشتری ریسک و عدم اطمینان همراه است. مثلا فرض می کنیم که صادر کنندگان آمریکا مقداری کالا به خریداران فرانسوی برای تحویل در ۳۰ روز دیگر بفروشند اگر صادر کنندگان ۱۰۰۰ دلار برای هر واحد کالا تقاضا كنند و اگر خریداران فرانسوی در مقابل حاضر به پرداخت ۵۰۰۰ فرانک برای هر واحد کالا باشند در آن صورت، در ادامه اگر نرخ ارز مورد انتظار در ۳۰ روز دیگر ۵ فرانک مساوی یك دلار باشد معامله بر اساس این نرخ عقد خواهد گردید. حال اگر نرخ ارز در ۳۰ روز دیگر به ۲۵/۵ فرانک تغییر كند در این صورت شرکتهای آمریکائی به جای ۱۰۰۰ دلار تنها ۳۸/۹۵۲ دلار برای هر واحد دریافت خواهند کرد.
لذا با توجه به این مثال اگر سیستم نرخ ارز ثابت در نظر گرفته می شد در آن صورت تصمیمات گرفته شده از ثبات و اطمینان بیشتری برخوردار می شد. چرا که ریسک احتمالی ناشی از تغییر ارزش پول خارجی نسبتا کمتر می شد. به عبارت دیگر، سیستم نرخ ارز متغیر بیشتر از سیستم نرخ ارز ثابت شرکتها و اشخاص را با خطرات مواجه می‌کند. لذا شرکتهای صادر کننده برای جلوگیری از خطر تغییرات نرخ ارز ممکن است خود را بیمه کنند. 
این بیمه می تواند در شکل در نظر گرفتن یک قیمت بیشتر مورد انتظار نسبت به قیمت پایه و یا کاهش خطر از طریق بازار سلف باشد ( بیشتر به هزینه کاهش خطر مبادلات مربوط می شود. ). در هر کدام از دو مورد فوق این هزینه اضافه شده بیانگر این مطلب است که (اگر عوامل دیگر تاثیر گذار را ثابت فرض کنیم) حجم تجارت در یک سیستم انعطاف پذیر کمتر از سیستم ثابت است. و هرقدر حجم تجارت بین الملل کمتر باشد به همان نسبت تجارت کمتر تخصصی شده و رفاه جهانی پائین تر می آید. گذشته از توجه به کاهش پتانسیل حجم تجارت جهانی طرفداران سیستم نرخ ارز ثابت همچنین معتقدند که سرمایه گذاری بلند مدت مستقیم نیز در نرخ ارز متغیر کمتر از نرخ ارز ثابت است. 
لذا با توجه به اینکه هر شرکتی برنامه های خود را علاوه بر داخل به كشورهای دیگر نیز معطوف می‌كند، می باید به این مسائل نیز توجه داشته باشد. مثلا شرکت باید در مورد مقدار برگشت سرمایه در آینده تامل كند. یعنی اگر نرخ ارز متغیر باشد در آن صورت، ارزش واقعی برگشت در زمان تبدیل آن سود به پول داخلی ممکن است کمتر از مقدار اولیه سرمایه گذاری شده باشد.از این نقطه نظر شرکتها با احتیاط بیشتری اقدام به سرمایه‌گذاری در خارج می کنند. از آن گذشته توزیع منابع جهانی در سیستم نرخ ارز متغیر نسبت به نرخ ارز ثابت از کارائی کمتری برخورداراست و در نتیجه سیستم نرخ ارز ثابت می تواند از این کاهش کارائی جلوگیری كند. 
استدلال مربوط به خطر و عدم اطمینان در مورد سرمایه گذاریهای بلند مدت بیشتر و قوی تر از استدلالات مربوط به تجارت جهانی است به خاطر اینکه قراردادهای بلند مدت پولی برای کاهش خطر مشکل تر و پر هزینه تر از قراردادهای کوتاه مدت برای کاهش تجارت است. با توجه به سودها و قیمتهای بسیار متغیر در خارج از کشور بر مبنای پول داخلی و با توجه به نرخ ارز متغیر شرکتها ممکن است با تولید در کشور خارجی اقدام به کاهش ریسک و خطر ناشی از عدم اطمینان در مورد نرخ ارز را بگیرند. در این صورت بازار خارجی مملو از برنامه ها و در های خارجی خواهد بود. با درنظر گرفتن توضیحات فوق وجود نرخهای ارز متغیر در سالهای اخیر در حقیقت موجب افزایش مبالغ سرمایه گذاریهای مستقیم خارجی شده است .
نظریات بعدی مربوط به حجم تجارت و سرمایه گذاری در بر گیرنده نظریات طرفداران سیستم ارزی متغیر است. آنان معتقدند که دولتها در یک سیستم ارزی ثابت اغلب تمایل کمتری به استفاده از سیاستهای کلان داخلی برای مقابله با کسری تراز پرداختها را دارند چرا که برای مقابله با کسری ترازپرداختها می باید از سیاستهای انقباضی استفاده كرد. ولی می باید یاد آوری كرد که یک کشور با نرخ بیکاری بالا و رشد اقتصادی کم ممکن است در پی به تعویق انداختن این چنین تعدیلات درآمدی به وسیله سیاستهای انبساطی برای از بین بردن اثر کسری تراز پرداختها بر روی عرضه پول داخلی باشد.
باوجود این، عملیات ذخائر همچنان به کاهش خود ادامه می دهد به همین خاطر کشورها از سیاستهای محدود کننده واردات و کنترل جریانهای سرمایه ای به عنوان راه حلی برای کاهش کسری تراز پرداختها استفاده می كند. این عمل نیز به نوبه خود قابل بحث است که آیا این چنین موانع تجاری و سرمایه ای با توجه به اهداف تراز پرداختها موفقیت آمیز است‌؟ می باید یادآوری كرد که این موانع نیز خودش باعث کاهش توزیع مطلوب منابع و رفاه مردم کشور می شود. از این نقطه نظر طرفداران سیستم نرخ ارز ثابت معتقدند که ایجاد موانع تجاری و سرمایه‌ای برای رسیدن تراز پرداختهای مورد نظر در یک سیستم ارز متغیر غیر ضروری است. 
چرا که تغییرات نرخ ارز کسری تراز پرداختهارا از بین می‌برد. یعنی دیگر نیازی به استفاده از موانع تجاری نیست. در این صورت تجارت می تواند بر مبنای اصل مزیت نسبی و سرمایه نیز بر مبنای بهره وری نهائی عامل سرمایه از یک نقطه به نقطه دیگر جریان پیدا کند.با این حال اگر تصمیم به ایجاد موانع تجاری در یک سیستم نرخ ارز ثابت بر مبنای سیاستهای حمایتی و اهداف در نظر گرفته شده در تراز پرداختها باشد در آن صورت از آن موانع تنها برای اجرای وظائف حمایتی استفاده می شود. با روی آوردن به سیستم نرخ ارز متغیر نمی توان آن موانع را از بین برد. جواب این سوال که آیا نرخ ارز متغیر مقدار تجارت جهانی و سرمایه گذاری را در مقایسه با سیستم نرخ ارز ثابت کاهش میدهد یا خیر؟ 
باید گفت که این مسئله مشخص و ساده نیست. چرا که اقتصاد دانان نمی توانند یک کشور را در یک آزمایشگاه قرار داده و آزمایشاتی را بر روی آن کشور با ثابت فرض کردن عوامل دیگر انجام بدهند. لذا نظریه‌پردازان استدلالات را با در نظر گرفتن حجم تجارت دائما مورد ارزیابی قرار می دهند.

بیشتر بخوانید :   الماس های رنگی
ساسان سروشه

نوشته‌های مرتبط

دیدگاه‌ها

*
*